فريدون بن احمد سپهسالار
66
زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )
الا الحبيب الذى شعفت به 163 * عنده رقيتى و ترياقى حضرت سيد الاولين و الآخرين عليه الصلاة افضلها 164 و من التحيات اكملها چون اين ابيات بشنيد درياهاى معرفت و محبت و شوق كه در دل منورش بود در جوش آمد . اشارت فرمود تا اعرابى اين ابيات را مكرر كرد و حضرت ايشان از غايت شوق دست مبارك مىافشاندند و حركت عنيف مىكردند ، چنان كه رداى مبارك از دوش بيفتاد . در بيان اباحت سماع بر اهل اللّه رساله بسيار ساختهاند و اهل تحقيق آن را مسلم و جائز داشته ، آواز غنينه 165 عاشقان را از آن خوش مىآيد كه در بزم الست در ميان آوازهاى خوش روحانى انس گرفتهاند و با سماع نزهت آن پروريده ، امروز كه در عالم نفس و كدورت وجود گرفتارند و از آن عالم روحانى دور مانده چون شمهاى از آن آوازهاى خوش و لطيف در گوش هوش مىرسد از غايت شوق دل محزون در اضطراب و جوش مىآيد و تن را بمتابعت در حركت مىآورد ، تمامت حركاتى كه در سماع از محققان صادر مىگردد اشارتست به نكتهاى و حقيقتى ، چنان كه چرخ زدن اشارتست بتوحيد و اين مقام عارفان موحدست ، كه در آن حال محبوب و مطلوب را در همه جهات مىبينند و بهر سو كه مىگردند از فيض او بهره مىيابند و اما جهيدن و پا كوفتن اشارتست به دو وجه : وجه اول از غايت شوق اتصالست بعالم علوى و پا كوفتن اشارتست كه سالك در آن حال نفس را مسخر خود گرداند ، ما سوى را در پاى همت پست مىگرداند و دست افشاندن اشارتست به چند وجه ، وجه اول از شادى حصول شرف وصالست « 1 » و توجه به درجهء
--> ( 1 ) - خ ل : موادست